دوشنبه, 28 آبان 1397 - Monday, 19 November 2018
کد خبـر : 1389
تاریخ انتشار: پنج شنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۳۲

سرطان فرمانده آتش نشانی پارس جنوبی و تشخیص دیرهنگام پزشکان

سرطان فرمانده آتش نشانی پارس جنوبی و تشخیص دیرهنگام پزشکان

آوای پارسیان هدی خرم‌آبادی

طفیلی‌ها اغلب اوقات خوشایند نیستند که اگر بودند میزبان خود آنها را دعوت می‌کرد. این طفیلی اما با طفیلی‌های دیگر متفاوت است. اصلا خوشایند نیست. خدا نکند این طفیلی میهمان کسی شود که خلاصی از آن تنها جنگ است و بس.
طفیلی داریم تا طفیلی. این طفیلی نوبری است که مانند خوره به جانت می‌افتد و ذره‌ذره آبت می‌کند. حال اگر ببیند صاحبخانه ضعیف است، گستاخ‌تر می‌شود اما اگر شجاعت و شهامت به خرج دهی، می‌توانی او را شکست دهی و قهرمان این جدال نابرابر باشی.

جعفر دیناروند را اگر در زمانی که فرماندهی عملیات آتش‌نشانی در پارس جنوبی را عهده‌دار بود نمی‌شناختیم، امروز با این طفیلی می‌شناسیم. جعفر دیناروند، رئیس آتش‌نشانی سازمان منطقه ویژه اقتصادی پارس جنوبی بود که حدود یک سال پیش طفیلی به نام «سرطان» میهمان او شده و دست از سر یار بی‌ادعای بحران‌ها برنمی‌دارد. او که همه وقت و انرژی‌اش صرف جنگیدن با مهار آتش بود، آتشی نامرئی چنان همه زندگی‌اش را در گرفت که امروز برای مهار این آتش عازم خارج از کشور شده است و مراحل درمان را یکی‌یکی پشت سر می‌گذارد.

http://bamdad24.ir/files/fa/news/1396/9/21/15223_464.jpg

«جعفر دیناروند، نماینده پالایشگاه دوم مجتمع گاز پارس جنوبی در رشته فول کیک بوکسینگ جنوب کشور به مقام قهرمانی دست یافت»، این تنها متن یکی از خبرگزاری‌ها در خصوص درخشش فرمانده عملیات آتش‌نشانی پارس جنوبی است که اکنون در جدال بین زندگی و مرگ، بین ماندن و رفتن مردانه‌وار، جسور و پرانرژی می‌جنگد و همین مردانه‌وار جنگیدنش سبب شده تا کمک‌های مردمی به‌صورت خودجوش به یاری او بشتابند و او را در هزینه‌های هنگفت و سنگین درمان بیماری‌اش یاری کنند. گروه تلگرامی با عنوان «گروه نجات جعفر دیناروند» در حال جمع‌آوری کمک‌های داوطلبانه مردم برای نیروی پرتلاش و متعهد پارس جنوبی هستند. به‌راستی که بنی‌آدم اعضای یکدیگرند... . دست‌های مهربان مردمی در کنار حمایت‌های برخی مسوولان و مدیران ستودنی است.

در کانال شخصی جعفر دیناروند عضو می‌شوم و مطالب او را از روز نخست دنبال می‌کنم تا سرنخ آغاز بیماری او را بیابم. چند روز نخستی که عضو کانال بودم، همه درگیری ذهنی من طفیلی به نام سرطان شده بود که ناخواسته غافلت می‌کند و تا به خودت بیایی شاید اندکی دیر شده باشد... .
پس از تردید چند روزه برای مصاحبه با جعفر دیناروند، به او پیام می‌دهم و حالش را می‌پرسم. می‌گوید حالم خوب نیست. نگرانم و می‌ترسم رضا را دیگر نبینم... . می‌مانم که چه جوابی به او بدهم که واقعی باشد و حس دلسوزی و دلداری تصنعی نباشد. برای بزرگ کردن پسرش چه آرزوها که نداشته ... حالا خوردن یک نیمرو با دلی خوش حسرت فرمانده ماست.
به او می‌گویم برای یک گزارش اجتماعی می‌خواهم گفت‌وگوی کوتاهی داشته باشیم اما حالش مساعد نیست و مرا به همان کانال شخصی‌اش ارجاع داد و تاکید کرد از همه کسانی که داوطلبانه و خیرخواهانه به او کمک می‌کنند و در چنین لحظات سختی در کنارش هستند، صمیمانه قدردانی کنم.

اما آغاز بیماری؛  «درد از قفسه سینه شروع شد. بعد از اتمام کار به بیمارستان توحید جم مراجعه کردم که بعد از گرفتن عکس تشخیص دادند آسیب‌دیدگی عضلانی است و مسکن تجویز کردند. یک هفته بعد پاشنه پای راستم کبود شد و تب شدید گرفتم. باز به همان پزشک مراجعه کردم و این‌بار برایم فیزیوتراپی نوشتند اما باز هم کبودی‌ها ادامه داشت. درد بار دیگر به سراغ لثه‌ها و دندان‌هایم آمد. به دندانپزشک مراجعه کردم. یک ماه تمام گرفتار این ماجراها بودم تا این‌که درد قفسه سینه بار دیگر شروع شد. راهی کنگان شدم و با یک سی‌تی‌اسکن متوجه شدم ریه سمت راستم کاملا از کار افتاده است. در تمام این مدت پلاکتم پایین بوده و گلبول سفید بالا... ».
این آغاز ورود طفیلی به جسم جعفر دیناروند است. دیناروند می‌گوید وقتی پزشک خبر ابتلا به سرطان را داد، فقط گریه می‌کردم، نمی‌دانستم باید چکار کنم. تنها چیزی که لمس می‌کردم، «مرگ» بود.

می‌خواهد نزد پزشکان شیراز برود اما آمبولانسی برای او ترتیب نمی‌دهند و پزشک تنها به گفتن این توصیه اکتفا می‌کند: روی دست‌انداز تند نرو، تصادف کنی می‌میری، پلاکتت پایینه... .
پس از فراز و نشیب‌های بسیار برای روند درمان، کار از کار گذشته و به‌علت تشخیص دیرهنگام، به ناچار «پیوند» تنها راه زنده ماندن دیناروند است و او با مشقت‌های فراوان که در این گزارش قصد نداریم وارد جزئیات آن مشقت‌ها و ناملایمتی‌ها شویم، راهی خارج از کشور می‌شود. هزینه‌های درمان این بیماری سرسام‌آور است و علاوه بر هزینه‌های درمان،  دور از خانه و کاشانه خود مزید بر علت است و هزینه‌ها را مضاعف می‌کند. کمک‌های مردمی همچنان ادامه دارد و امیدواریم که حمایت‌های مجموعه نفت در کنار کمک‌های داوطلبانه جعفر دیناروند را تا پایان پیروزی و شکست طفیلی همراهی کنند. خانواده، همسر و رضا کوچولو چشم‌انتظار فرمانده‌شان هستند.
دیناروند از مدیرعامل منطقه ویژه، آقای جدید اسلامی، آقای علی خانی، اسدپور، صالح‌پور، نیروهای سازمان و مجتمع گاز پارس جنوبی و پتروشیمی‌ها تشکر ویژه کرد و گفت: امیدوارم زحماتشان بر باد نرود.

بامداد جنوب برای قهرمان فول کیک بوکسینگ و فرمانده عملیات آتش‌نشانی پارس جنوبی، جوان متعهد و بااخلاقی که این روزها شاهد مرگ انسان‌های بی‌گناهی در چند قدمی خود است آرزوی سلامتی کامل می‌کند و دست به دعا برای بازگشت او به آغوش رضاکوچولو و حضورش بر سر سفره هفت‌سین خداخدا می‌کند. همین چند روز پیش بانوی بوشهری در حرم هشتمین امام ولایت و امامت شفا پیدا کرد...
راستی شما درباره گاز شیمیایی به نام «بنزن» چقدر می‌دانید؟
آدرس کانال شخصی جعفر دیناروند در تلگرام: @dinarvandjafar

نظر شما؟  
+ 0
مخالفم + 0
Bookmark and Share
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نوشتن دیدگاه