سه شنبه, 31 فروردين 1400 - Tuesday, 20 April 2021
کد خبـر : 6823
تاریخ انتشار: دوشنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ ۱۱:۲۳

پیدا شدن جنازه‌های مادر و ناپدری در خانه لوکس تهران

پسر جوان با اصرارهایش به خانه مادر دختر مورد علاقه دوستش رفت و یک جنایت هولناک را در شرق تهران با قتل عام اعضای یک خانواده رقم زد.

به گزارش آوای پارسیان به نقل از رکنا، دختر جوان که خام دوست پسر مورد علاقه اش شده بود آنها را به خانه راه داد و سناریوی یک قتل عام خانوادگی در  شرق تهران  رقم زده شد. شامگاه سه شنبه گذشته بود که پسر جوانی پای در  پلیس  آگاهی تهران گذاشت و از قتل 3 عضو یک خانواده خبر داد و پسر جوان به دستور بازپرس پرونده برای تحقیق در اختیار ماموران اداره 10 پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.

 

پسر جوان در تحقیقات پلیسی گفت: یکی از دوستانم با دختر جوانی دوست است که دختر جوان همراه مادر، خواهر و ناپدری اش در طبقه پنجم یک ساختمان در شرق تهران زندگی می کند و چند شب قبل دوستم را به جلوی درخانه دختر جوان رساندم و خودم برای رفتن به سرویس بهداشتی وارد ساختمان شدم و به صورت اتفاقی به جای رفتن به سرویس بهداشتی در حمام را باز کردم که با جسد مادر خانواده و شوهر جدیدش روبرو شدم و از ترس در را بستم و سکوت کردم و به سرویس بهداشتی رفتم و سپس از خانه خارج شدم.

 

 

وی افزود: در این مدت از ترس سکوت کردم اما عذاب وجدان داشتم به همین خاطر تصمیم گرفتم برای رهایی و رسیدن به آرامش ماجرا را به پلیس گزارش دهم.

 

 

کشف  جسد  زن و مرد در حمام

همین کافی بود تا تیمی از ماموران اداره 10  پلیس آگاهی تهران  به دستور بازپرس حبیب الله صادقی از شعبه 4 دادسرای امور جنایی برای تحقیق و بررسی حرفهای پسر جوان به محل جنایت اعزام شوند.

 

کارآگاهان بامداد چهارشنبه بود که با شکستن قفل در آپارتمان وارد خانه شدند، داخل خانه به هم ریخته بود و ماموران با توجه به اظهارات پسر جوان به سمت حمام خانه رفتند با جسد متعفن شده زن و مرد در حمام روبرو شدند که کارشناسان  پزشکی قانونی  اعلام کردند یک ماه از مرگ این زن و مرد می گذرد.

 

 

بررسی ها داخل خانه ادامه داشت که ماموران به بشکه ای که در حمام بود مشکوک شدند وقتی در بشکه باز شد ماموران با بقایای جسد دختر خانواده روبرو شدند و مشخص شد عاملان جنایت سعی داشتند به کمک اسید داخل بشکه اجساد را از بین ببرد تا ماجرای این جنایت هولناک را پنهان کنند.

 

 

تجسس ها نشان از آن داشت که اجساد متعلق به مادر 42 ساله و دختر 20 ساله و شوهر صیغه ای مادر خانواده است و این در حالی بود که هیچ اثری از دختر بزرگ خانواده که مونا 24 است در صحنه جنایت نبود.

 

 

قتل برای  سرقت  از زن پولدار

کارآگاهان در ادامه تحقیقات پی بردند که مادر خانواده سالها قبل از همسرش جدا شده است و زنی پولدار است اما هیچ اثری از 2 خودروی لوکس و وسایل با ارزش داخل خانه نبود و حتی در  گاوصندوق  داخل خانه نیز باز بود و همه چیز به سرقت رفته بود و سناریوی مرموز نبود دختر خانواده بود که احتمال می رفت مونا در این جنایت هولناک نقش دارد و در ادامه بازپرس پرونده دستور بازداشت دختر جوان را صادر کرد.

 

 

ردیابی های پلیسی مشخص کرد که مونا چندی قبل از شوهرش جدا شده و در کنار مادرش زندگی می کند و همسایه نیز عنوان کردند چند هفته ای است که اثری از مونا نیست اما کارآگاهان با تحقیقات میدانی موفق به شناسایی مخفیگاه مونا شدند و او را در خانه پسر مورد علاقه اش دستگیر کردند و مونا در بازجویی های پلیسی پرده از  قتل عام خانوادگی  برداشت.

 

 

مونا در اعترافاتش گفت: مادرم رفتار خوبی با من و خواهرم نداشت و هیچ وقت از او دل خوشی نداشتم تا اینکه چندی قبل با پسر 19 ساله ای در پارک آشنا شدم و تصمیم به ازدواج با هم داشتیم اما او بیکار بود و به پسر جوان پیشنهاد دادم که مادرم وضعیت مالی خوبی دارد و کلی پول و طلا دارد که می توانیم همه آنها را برای خودمان کنیم.

 

 

مونا گفت: پدر و مادرم سالها قبل از هم  طلاق  گرفتند و من با پدرم زندگی می کردم تا اینکه 4 سال قبل مادرم را که سالها از او بی خبر بودند پیدا کردم و با مادرم شروع به زندگی گرفتم اما همیشه با هم اختلاف نظر داشتیم و به خاطر خواسته هایی که از من داشت از او خسته شده بودم تا اینکه 20 روز قبل نقشه قتل را با محسن طراحی کردیم و قرار شد محسن و 2 تن از دوستانش به خانه مان بروند و آنها را به قتل برسانند.

 

 

نقشه قتل عام خانوادگی

مونا در خصوص شب جنایت گفت: 40 شب قبل این جنایت را انجام دادیم، محسن با توجه به اینکه با من دوست بود به خانه مان رفت و آمد داشت و مادر و ناپدری ام او را می شناختند. محسن آن شب طبق نقشه به خانه آمد و سفارش غذا داد و غداهای خواهر، مادر و شوهر مادرم را مسموم کرد که آنها پس از خوردن شام خوابشان گرفت که مادر و ناپدری ام به اتاق رفتند و خواهرم روی کاناپه خوابشان برد و سپس در را برای مجید باز کردیم که مجید خواهرم را با سیم شارژر خفه کرد و جسد را به اتاقش برد و محسن همان کسی که ما را لو داد در خودرویش منتظر ما بود و در این جنایت نقشی نداشت.

 

 

وی افزود: بعد تا صبح منتظر نشستیم تا شوهر مادرم از اتاق بیرون بیاید. حدود ۷ صبح بود که متوجه شدیم بیدار شده و وقتی از اتاق خواب بیرون آمد، صدایش زدیم. به محض این که ناپدری‌ام قدم در اتاق من گذاشت، مجید با گلدان کریستالی به سرش کوبید و او را کشت.دقایقی بعد مادرم که سر و صدا را شنیده بود از خواب بیدار شد که مجید مادرم را هم با ضربه جام کریستالی به سرش به قتل رساند.

 

 

دستمزد ۳۰۰ میلیونی برای آدمکشی

با اعترافات این دختر، متهمان دیگر نیز بازداشت شدند. مجید به ارتکاب ۳ جنایت اعتراف کرد و گفت قتل‌ها را خودش به تنهایی انجام داده است. وی گفت: مونا و محسن پیشنهاد دستمزد ۳۰۰ میلیونی برای ارتکاب این قتل‌ها داده بودند و چون نیاز شدیدی به پول داشتم قبول کردم اما هنوز پولی دریافت نکرده‌ام. بعد از قتل‌ها، مونا و محسن ۲۵۰ میلیون تومان پول نقد همراه مقداری دلار و طلا از داخل گاوصندوق خانه سرقت کردند و قرار شد بعدا دستمزد مرا بدهند.

 

 

روز بعد از حادثه ما به محل جنایت برگشتیم و یک بشکه پر از اسید تهیه کردیم که اجساد را از بین ببریم اما اجساد زن و شوهر متورم شده بودند و داخل بشکه جا نشدند. فقط جسد خواهر مونا را داخل آن انداختیم در این مدت به فکر راهی بودیم که ۲ جسد دیگر را هم از بین ببریم تا این که لو رفتیم.

 

 

در همین حال سرهنگ مرتضی نثاری معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران در این خصوص گفت: متهمان با دستور قاضی پرونده برای بررسی صحت روانی به پزشکی قانونی معرفی شد که مشخص شد هر 3 نفر سالم هستند و جنون ندارند. آنها با قرار قانونی در بازداشتگاه اداره دهم پلیس آگاهی تهران بازداشت هستند و بازجویی از آنها همچنان ادامه دارد.

 

 

مجید 20 ساله که سرش در زمان انتقال جسد دختر 20 ساله به بشکه اسید دچار سوختگی شده و سرش را باندپیچی کرده باخونسردی می گوید قتل ها را خودش انجام داده است و مونا و پسر مورد علاقه اش در این قتل ها نقشی نداشتند و همگی را خودش کشته است.

چرا تصمیم به قتل گرفتی؟

 

 

نقشه را من طراحی کرده بودم و از 3 ماه قبل می خواستیم این کار را انجام دهیم اما نشد و محسن در این مدت نمی پذیرفت تا اینکه نقشه را عملی کردم.

از کجا می دانستی مادر مونا وضعیت مالی خوبی دارد؟

مونا دوست دختر محسن بود و من او را زیاد می دیدم تا اینکه چند ماه قبل تولد گرفتند و من به خانه مادر مونا رفتم، یک میهمانی لاکچری بود و مادر مونا 2 خودروی لوکس داشت و کلی طلا به خودش آویزان کرده بود و مطمئن شدم مادر مونا زنی پولدار است و همانجا وسوسه شدم تا تصمیم به سرقت گرفتم.

نقشه را به مونا و محسن گفتی؟

بله، آنها قبول نمی کردند.

چطور نقشه قتل عملی شد؟

محسن قبول نمی کرد به همین خاطر به سراغ مونا رفتم و چون می دانستم بامادرش مشکل دارد و از او خواسته های عجیبی دارد به همین خاطر گفتم از خانه مادرت سرقت می کنیم و تو به سراغ زندگی خودت می روی و زندگی من هم سروسامان می گیرد و با کلی چرب زبانی و حرف توانستم او را راضی کنم و درادامه محسن نیز وقتی دید مونا راضی به سرقت شده سکوت کرد. ابتدا قرار بود هر زمانی که مادر مونا نیست دست به سرقت بزنیم اما مادر مونا همیشه در خانه بود همین خاطر نقشه دیگری طراحی کردم.

 

 

نقشه قتل بود؟

نه ابتدا فقط سرقت بود اما در یک لحظه جنون پیدا کردم و این اتفاقات رقم خورد.شب جنایت همراه مونا و محسن به مقابل در خانه مادر مونا رفتیم. قرار شد ابتدا مونا و محسن به خانه بروند و از ناپدری مونا اجازه بگیرند تا من هم به خانه آنها بروم. راستش ناپدری مونا خیلی از من خوشش نمی آمد مونا و محسن رفتند بالا و 5 دقیقه بعد برگشتند و گفتند ناپدری اجازه نداده من به خانه آنها بروم. گفتم بروید در را باز بگذارید ، غذا را به آنها بدهید تا بخورند . می دانستم بعد از خوردن غذا بیهوش می شوند. به مونا و محسن تاکید کردم که حواسشان باشد خودشان لب به غذا نزنند. خودم رفتم نشستم سر کوچه و شروع کردم به خوردن مشروب . محسن هم مدام پیامک می فرستاد و می گفت داداش ما را بدبخت نکنی ؛گرفتارمان نکنی،.من هم پیام می دادم که نگران نباش هیچ اتفاقی نمی افتد فقط چند ساعت می خوابند. چند ساعت بعد وارد خانه شدم. مادر مونا و شوهرش در اتاق خواب بودند و خواهر مونا هم در اتاقی دیگر. محسن ترسیده بود دست و پایش می لرزید می گفت چرا آمدی برو و بی خیال شو. اما من حسابی مست بودم و میخواستم هر طور شده سرقت را انجام بدهد. به داخل اتاق رفتم و دیدم خواهر مونا نیمه هوشیار است. داخل آب ، مقداری سم ، متادون و داروی بیهوشی ریختم و به او خوراندم. محسن و مونا را هم از اتاق بیرون کردم و در یک لحظه جنون به سراغم آمد و با سیم شارژر خواهر مونا را خفه کردم.

 

 

مونا و محسن متوجه قتل شدند؟

نه آنها بیرون اتاق بودند

قتل های دیگر را چطور انجام دادی؟

از اتاق بیرون آمدم و به مونا گفتم خواهرش خوابیده است. دیگر صبح شده بود که مادرمونا و شوهرش از خواب بیدار شدند. صدای دعوایشان را می شنیدم. ظاهرا دعوایشان بر سر یک پیامک بود البته به درستی نشنیدم. ناپدری مونا در حالیکه عصبانی بود از اتاق بیرون آمد. محسن قصد داشت او را آرام کند که با او درگیر شد. من هم در یک لحظه ناپدری را کشیدم به سمت اتاق و با جام به سرش کوبیدم. بعد از آن نوبت به مادر مونا رسید. دیگر دچار جنون بودم و چون خواهرمونا را کشته بودم با خود گفتم باید زن و شوهر را هم بکشم چون ممکن است آنها از خانه بیرون بروند و ماجرا لو برود. آخرین قربانی مادرمونا بود که حدودیک ساعت بعد هم او را با ضربه جام کریستالی به سرش کشتم . من آنقدر از خود بی خود شده بودم که می خواستم محسن را هم بکشم اما مونا مانع شد. گفت چه کار می کنی این رفیقت است. محسن را گرفته بودم و به حد مرگ او را کتک می زدم.

چرا؟

چون می ترسیدم مرا لو دهد و تهدیدش کردم که مرا لو دهد هم خودش هم همه اعضای خانواده اش را به قتل می رسانم.

ماجرا را چه کسی لو داد؟

محسن درعالم مستی پیش یکی از دوستانمان ماجرای قتل ها را لو داده بود. او نیز به اداره پلیس رفت و ما را لو داد.

بعد از قتل چه کردی؟

بعد از انجام قتل ها از خانه زدیم بیرون. مونا و محسن ترسیده بودند و می گفتند هدف فقط سرقت بود نه آدمکشی. بعد از قتل ها دست به سرقت زدم ماشین های مادرمونا ، گوشی موبایل و طلاهایش. اجساد را هم می خواستم از خانه خارج کنم اما سخت بود چون آنها طبقه پنجم بودند و ریسک اینکه هر 3 مقتول را بخواهم از خانه خارج کنم زیاد بود . چرا که ممکن بود هر لحظه یک نفر مرا ببیند. به همین دلیل اسید تهیه کردم تا اجساد را بسوزانم.

عذاب وجدان نداشتی؟

بعد از دو روز تازه متوجه ماجرا شدم هنوز هم وقتی چشمانم را می بینم اجساد را می بینم. مدام کابوس می بینم و یک شب خواب راحت ندارم. حتی یکبار قرص خوردم و تصمیم به خودکشی گرفتم.

خودکشی نافرجام پس از قتل عام

محسن که همه این اتفاقات و بدبختی هایی که برایش پیش امده را به گردن مجید می اندازد می گوید قصد خودکشی داشتم اما مونا مانع کارم شد.

چرا خودکشی؟

من و مونا هم یکبار تصمیم گرفتیم خودکشی کنیم من حتی اقدام کردم اما مونا به دادم رسید و زنده ماندم. آثارش روی دستانم هست.مونا دو سه بار قرص خورد اما زنده ماند. با اینکه در قتل ها نقشی نداریم اما به شدت از اتفاقی که افتاده ناراحتیم به خصوص مونا.واقعا مجید ما را بدبخت کرد ، قصدم مونا و مجید به هیچ عنوان قتل نبود. آنها می گفتند سرقت من هم که نقشی نداشتیم در این بازی اما ببینید ماجرا چقدر وحشتناک شد و 3 نفر جانشان را از دست دادند.

می دانستی مونا متاهل بوده است؟

روزهای نخست نه اما 3 ماه بعد رازش را فاش کرد. گفت یکبار ازدواج کرده و از شوهرش جدا شده است. گفت فرزندی هم دارد که پیش شوهر سابقش است. من عاشق مونا بودم و می خواستم با او ازدواج کنم. هرچند که مادرم مخالف این ازدواج بود

پس برای انتقام گیری به فکر سرقت افتادی؟

نه، من از همان ابتدا مخالف 100 درصد بودم، من سرپرست یک کارگاه عمرانی هستم. پدرم مهندس و برج ساز است. به هیچ عنوان نیاز مالی ندارم.

وقتی وارد خانه می شدی و اجساد را می بینی دچار عذاب وجدان نمی شدی؟ وقتی چشمانم را می بینم اجساد را می بینم. مدام کابوس می بینم و یک شب خواب راحت ندارم. حتی یکبار قرص خوردم و تصمیم به خودکشی گرفتم. در همین هنگام محسن با ناراحتی میگوید: من و مونا هم یکبار تصمیم گرفتیم خودکشی کنیم من حتی اقدام کردم اما مونا به دادم رسید و زنده ماندم. آثارش روی دستانم هست ببینید . مونا دو سه بار قرص خورد اما زنده ماند. با اینکه در قتل ها نقشی نداریم اما به شدت از اتفاقی که افتاده ناراحتیم به خصوص مونا.واقعا مجید ما را بدبخت کرد ، قصدم مونا و مجید به هیچ عنوان قتل نبود. آنها می گفتند سرقت من هم که نقشی نداشتیم در این بازی اما ببینید ماجرا چقدر وحشتناک شد و 3 نفر جانشان را از دست دادند.

به فکر فرار از ایران نبودی؟

نه چون فکر نمی کردیم ماجرا لو برود. مجید می گفت اجساد را بالاخره از خانه خارج می کند. من و مونا هم بعد از قتل دیگر پایمان را در محل قتل ها نگذاشتیم. از ترسمان جرات نمی کردیم به آنجا برویم و دراین 40 روز مدام خانه اجاره می کردم. شبی 500 تا 700 تا اینکه سرانجام دستگیر شدیم.

بنا بر این گزارش، با دستور بازپرس حبیب الله صادقی متهمان برای تحقیقات بیشتر در اختیار ماموران اداره 10 پلیس آگاهی تهران قرار دارند.

 

 

نظر شما؟  
+ 0
مخالفم + 0
Bookmark and Share
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نوشتن دیدگاه